by Universal Emptiness



"چقدر زود دیر می شود "

رکن اساسی در رومانس نویسی معاصر فارسی .

Posted in | 15 Comments »

15 comments:

فورتونا said...

مثل یعنی کی میتونه باشه این وقت شب تو سریال های ایرانی.

رضوانه said...

ممنون از کامنت ها تون

باران said...

فک کنم معجزه میکنه !!

زن said...

واقعا جمله کلیشه ای هست این جمله... ولی خدایی بعضی موقع ها چقدر زود دیر میشه

Anonymous said...

دست رومانس نویسی رو رو کردی دیگه ... واقعا خودت تنهایی این کارارو می کنی ؟

Universal Emptiness said...

@ anonymous :
اره رفیق ، کار خودم بود. تنهایی ، حتی نمونه ی خارجی هم نداره.
چی شد ؟ نکنه تو م.مودب پور هستی ؟
به هر حال مرسی از نظرت.

زُروان said...

هزاران بار . چرا؟

Mute Vision said...

عجیب کلیشه نویسی تو بعضی رمان های ایرونی به چشم میخوره و همینطور فیلمهای ایرونی ، بابا یه جو خلاقیت بد نیستا .

sara said...

تا نگاه میکنی وقت رفتنه خب.. ربطش رو خودت پیدا کن

Silence said...

بالاخره باید یه جوری بشه تشخیص داد که این رمان واسه کجاست دیگه

زُروان said...

چرا؟

احساس چگونگى مزمن said...

همچين منو ياد آري بابا انداختي! آفرين

یک مالیخولیایی said...

یونی جون من جواب داده بودم.این مطلب یکی در مورد سوالی که پرسیده بودی واسم کامنت گذاشته بود.این جا واست کپی می کنم:
راستش گرگ بیابان یکی از رمانهای سنگین و رمز آلود هسه است که سرشار از مفاهیم روانشناسی و پیچیدست و از این نظر منحصر به فرده، هسه اصولا در جوانی رمانتیسم نویس بوده بیشتر و در اواخر عمر به مفاهیم روانی و عرفانی روی آورده و مفاهیم طبیعت هم همیشه در آثارش دیده میشه. اگر به مفاهیم اجتماعی و روانی، به تحلیل و فلسفه علاقه داری می تونی با گرگ بیابان شروع کنی. اما نظرم اینه که دمیان کتاب خوبی برای شروع کردنه. سیذارتا یه کتاب در مورد دیدگاه فلسفی هسه نسبت به زندگیه و میشه گفت برای خود من در اون زمان نقش نشان دهنده ی راه زندگیمو داشته! این کتاب در مورد فلسفه ی شرقی در هند و زندگی یک مرد تکرو و متفکره. سفر به سوی شرق با اینکه کوتاهه فوق العادست و اینم فلسفه ی شرقی درش نهفتست و به تقابل اضداد و تقابل فردیت و اجتماع در یه دنیای عجیب می پردازه. نارسیس و گلدموند هم به عنوان اثر بعدی که می تونه خونده بشه و جنبه ی تاریخی و فلسفی داره بسیار جواب می ده. یک سری از داستانهای هسه هم هست مثله آخرین تابستان کلینزور که سرشار از توصیفات شاعرانه و مفاهیم انسانی و طبیعته. در آخر می رسیم به رمان بازی مهره(تیله) شیشه ای که تقریبا آخرین اثر هسه در رمان محسوب میشه. این رمان رو من در 7 ماه خوندم و در مورد نوشته هاش فکر می کردم. این رمان به شدت سنگینه و زیباست. یه دنیای عجیب و نزدیک به شهر آرمانیه که هسه ایجاد کرده و پر است از مفاهیم تاریخی و فلسفی. هسه تو این رمان جادوگری کرده به معنای واقعی.امیدوارم تونسته باشم کمکی بکنم. اینم لینک خلاصه ای از کارای هسه :‏
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B3%D9%87

مانده بر راه said...

آدم از رمان خوندنم زده ميشه !

هواپیمای سقوط‌ کرده said...

بابا انقدر به ریشه های اصیل فرهنگیمون گیر ندید